با 9 اصل مهم در تبلیغات آشنا شویم
اصل چهارم : تئوری الاکلنگ باری کالن در مورد رفتارهای انسانی
امروزه بازاریابی بسیار پیچیده شده است. بازار به هزاران گروه کوچک تقسیم می شود. ممکن است رقبا از کشورهایی دیگر یا صنایعی کاملاً بی ربط باشند. رسانه ها همه جا هستند از موبایل گرفته تا دیوارهای شهر. یک ابزار ساده برای پرداختن به همه این پیچیدگی ها وجود دارد به نام تئوری «الاکلنگ باری کالن در مورد رفتارهای انسانی» که از این تئوری برای ساده تر کردن تصمیمات پیچیده بازاریابی استفاده می شود. این تئوری بیان می کند که رفتار انسانی همچون الاکلنگی از ترس و نیاز است. وقتی نیاز سنگین تر از ترس باشد عمل می کنیم. وقتی ترس سنگین تر باشد، عمل نمی کنیم.
تیپر کورولاری می گوید: وظیفه ما به عنوان آگهی دهنده این است که ترس را کنار بگذاریم و به نیاز بپیوندیم. سپس الاکلنگ کار می کند و مشتری میلیون ها دلار خرید می کند یا به دنبال خرید بیشتر می رود. پس وظیفه شما به عنوان آگهی دهنده، افزایش نیاز مشتری به کمک ابزارهای بازاریابی است که در اختیار دارید: طراحی محصول، آگهی و پیام. همچنین وظیفه شما کاهش ترس آن ها با درخواست انجام عملی کم ریسک است.
اصل پنجم : برای پولدار شدن، باید ممتاز باشید
اگر تمام پول ها و وقت های دنیا را دارید دیگر نیاز نیست استراتژی داشته باشید؛ اما اگر بودجه محدودی دارید لازم است استراتژی داشته باشید. مراقب باشید، سعی نکنید برای همه ی مردم، همه چیز را ارائه کنید. با گسترش شبکه کاری خود بدون استثنا کردن کسی، در واقع در حال کاهش دادن شانس موفقیت خود هستید.
اصل ششم : یک آگهی، یک ایده
برای یک شخص عادی کمتر از نیم ثانیه طول می کشد تا تصمیم بگیرد به آگهی شما توجه کند یا نکند؛ یعنی این که، جذاب ترین موضوع را به گونه ای به کار ببرید تا اولین چیزی باشد که دیده یا شنیده می شود. مطالعات نشان می دهد حتی وقتی تصمیم گرفتید به یک آگهی توجه کنید، هنوز هم آن را سطحی می خوانید تا به نقطه موردعلاقه برسید، ابتدا تیتر یا تصویر اصلی، سپس عکس های جانبی و توضیحات عکس، سپس لوگو با شعار تبلیغاتی؛ آن هم درصورتی که این ها جذابیت داشته باشند؛ آن وقت متن اصلی آگهی را می خوانید. مردم سطحی می خوانند تا در زمان و انرژی صرفه جویی کنند. ارائه فهرست بلندی از نقطه نظرات، برای خوانندگان یا بینندگان کار نادرستی است؛ هر آگهی فقط باید یک ایده اصلی داشته باشد.
اصل هفتم : هم مرتبط و هم خاص باشید
هدف شما به عنوان یک آگهی دهنده یا شرکت این است که چنان تفاوت مهمی ایجاد کنید که موجب شود مشتری، شما را به رقبای دیگر ترجیح دهد؛ یعنی چیزی که انتظارش را دارید. آگهی ها باید برای مخاطبین مرتبط و غیرمنتظره باشند. مرتبط بودن موجب مفید بودن و غیرمنتظره بودن موجب موردتوجه قرار گرفتن می شود. تنها تعداد کمی از آگهی ها مرتبط و غیرمنتظره هستند. شما باید هر دو باشید.
اصل هشتم : اول میوه های دم دست را بچینید
سودآورترین بازار هدفی که می توانید داشته باشید، مشتریان کنونی شما هستند. اسم شما را می شناسند، اعتبارتان را باور دارند، از شما تجربه خوبی دارند، به شما وفادار هستند و خرید از شما را کم ریسک می دانند. در بسیاری از کسب وکارها، ایجاد بانک اطلاعات مشتریان به شرکت ها این امکان را می دهد تا با ارزش ترین آن ها را شناسایی کنند. حتی می توانید بانک اطلاعاتی درست کنید که پیش بینی کند کدام یک از مشتریان، کالاهای دیگر شما را هم خریداری خواهند کرد.
اصل نهم : از ادعاهای بی اساس پرهیز کنید
آزمایش های مکرر تبلیغات نشان می دهد، مشتریان در معرض کلمات مهم، ادعاهای غلو شده و عکس های غیرواقعی هستند. امروزه برطرف کردن شک مردم تقریباً غیرممکن شده است. آن ها برای باورکردن پیام شما به دلایل قدرتمند نیاز دارند نه مزخرفاتی که موجب باور نکردن آن ها شود. اولین و بهترین راه برای اجتناب از چرندگویی، غلو نکردن است. کمتر تعهد بدهید بیشتر ارائه کنید. تبلیغات با وعده دادن موجب انتظار می شود. وقتی بیش ازحد وعده می دهید درواقع در حال ناامید کردن مشتریان و آسیب زدن به اعتبار ارتباطات آینده هستید. همیشه ادعاهای تبلیغی خود را بررسی کنید تا فراتر از توانایی شما نباشد.
منبع: پایگاه دانستنی آنلاین